
خراش عشق

توی درس ریاضی بودیم که خانم مولارا صدام کرد .
مرینت مرینت !!
- بله
بیا این سوال و حل کن .
- خانم اخه من ..م .م
اره تو زود باش
خلاصه ماجرا را نگم که دیگه بدترین روز بود
کلاینی : چیزی شده ؟
- امروز توی ریاضی بد بودم .کمکم میکنی بهتر شم ؟
پایان روز ؟
نه نه ! !
ماجرا اینتطوری تموم نمیشه !
ادامه بدمم ؟